اخلاق حرفه‌اي خشت اول‌

● اخلاق حرفه‌اي خشت اول‌

Maryam Sadaghiani مريم صدقيانيتوجه به رعايت اخلاق حرفه‌اي لزوما نيازمند به وقوع پيوستن اتفاق خاصي كه باعث پديد آمدن انقلاب و تحولي ناگهاني در تحريك وجدان حرفه‌اي متخصصان باشد، ندارد.اگر هم داشته باشد براي بيدار كردن اين دغدغه در اذهان مهندسان ساخت و ساز كشور، زلزله بم يا حتي لحظه‌اي انديشيدن به فجايع احتمالي ناشي از زلزله‌اي در تهران و حومه‌اش، كافي است تا هر انسان كارگزار و موثري در اين حرفه، رعايت اين لازم را برخود واجب بداند.چرا كه گاهي خطايي كوچك مي‌تواند خسارات جاني و مالي را بر مصرف‌كننده محصول و خدمات متحمل كند.
جدا از اين حس وجدان انساني، عامل مهم ديگري كه امروزه متخصصين امر ساختمان را به بها دادن هرچه بيشتر به اخلاق كاري سوق مي‌دهد، پديد‌آمدن اين دانش جمعي در ميان مهندسان است كه آنها نقش كليدي و تعيين‌‌كننده‌اي در ساختن جامعه‌اي سالم و ارزشمند و تحقق يافتن آرمانشهر انسان‌ها دارند.هر گامي كه در اين راستا برداشته شود، از ضرري جلوگيري مي‌شود و حتي باعث ماندگاري بيشتر بناها و سازه‌ها و بالطبع باعث هويت يافتن و نيز رونق روزافزون، مي‌شود. هر يك از اينها در حكم قدمي جلو در رسيدن به محيط آرماني شهرمان است.در جوامع پيشرفته آموزش اخلاق حرفه‌اي در برنامه‌هاي تحصيلي دانشكده‌هاي مهندسي گنجانده شده است و اين مهم در پرسشنامه‌هاي عضويت و صدور مجوزهاي مختلف از طرف سازمان‌هاي حرفه‌اي مهندسي نيز مورد توجه قرار مي‌گيرد.هر شركتي مي‌بايست، در جهت اتخاذ برنامه اخلاقي، اقدام به تدوين آيين‌‌نامه اخلاقي مطابق با اساسنامه و ويژگي‌هاي آن تشكيلات نمايد.گام بعدي، تعليم افراد حرفه‌اي در زمينه تعبير، تفسير و اجراي آيين‌نامه‌هاي مزبور است. پرداختن به اخلاق هر چند در ادوار زماني مختلفي مورد توجه مقطعي قرار گرفته، اما ويژگي خاص اين دوره تاكيد بيشتر بر پرورش توانايي و مهارت داوري فردي در اجراي آيين‌نامه‌هاي اخلاقي و ارزيابي شخصي در موقعيت‌هاي مختلف است، به طوري كه بحث دانش و عمل به موارد اخلاقي، ضرورتي همچون هر كدام ديگر از موارد تخصصي حرفه به شمار مي‌آيد و هر مهندسي مي‌بايد به آن تسلط كامل داشته باشد. ضمن اين كه وجود چارچوب‌ها و دستور‌العمل‌هاي تفصيلي، امكان پيدايش برداشت‌هاي متفاوت مهندسان را از حدود و مفاد مسووليت‌هاي خود از ميان مي‌برد.در ايران، سازماني كه مي‌تواند به طور رسمي، رسيدگي، نظارت و تقويت اخلاق حرفه‌اي را در ميان متوليان ساخت و ساز كشور بر عهده گيرد، سازمان نظام مهندسي كشور است كه هم از نظر تعريف وجودي و هم از لحاظ وظايف قانوني قابليت ارائه راهكاري براي توسعه اين ارزش در نظام مهندسي كشور را دارد. نياز جدي در اين حيطه را تنها اين سازمان با همكاري موسسه‌اي چون انستيتو ملي اختلاق مهندسي مي‌تواند جوابگو باشد. هر چند اين نياز نه به دليل نبود قوانين مربوطه كه هم به دليل كمبود يا نقص اين قوانين و هم به دليل بي‌توجهي و عدم ضمانت اجرايي درباره رعايت اخلاق حرفه‌اي است. تبيين دقيق، آموزش كامل و نظارت پيگير از سوي ارگان‌ها و سازمان‌هاي متولي مي‌تواند راهگشاي گسترش اين رفتار مسوولانه در ميان جامعه مهندسان كشورمان باشد.

● تالار شهر (City Hall) در ایران

کمال یوسف پورتالار شهر (City Hall) که در تمام دنیا به عنوان یکی از مردم مدارترین ساختمان‌های عمومی شهر، از شأن و منزلتی والا برخوردار است، مکانی برای انجام کلیه امور اجتماعی شهر است؛ تالار شهر در درجه نخست فضایی برای استقرار یکی از مردمسالارترین نهادهای شهری یعنی انجمن ها و شوراهای شهر و سپس مرکزی برای گردهم آیی های عمومی و ارتباط و تعامل میان مردم در عرصه مسائل شهری است. نقش این فضا در اکثر شهرهای دنیا گردهم آوری شهروندان و ترغیب آنها به همکاری با یکدیگر و مشارکت در امور شهر ‌است. به همین جهت تالار شهر بایستی به همه شهروندان و فعالیت‌های جمعی شهر تعلق داشته باشد.
میدان توپخانه Toopkhaneh (now Imam Khomeini) Square, 1954علیرغم سابقه طولانی احداث تالار شهر در دنیا، پرداختن به این امر مهم در کشور ما تاکنون در مرحله طرح و برگزاری مسابقات معماری باقی مانده است. جدی‌ترین اقدام صورت گرفته در این زمینه طرح تالار شهر تهران بود که در سال 1356 به مسابقه گذاشته شد و در نهایت طرح کنزو تانگه، معمار ژاپنی، برنده شد، اما این طرح هرگز به مرحله اجرا نرسید. این در حالی است که کشور ما از نظر داشتن فضاهای عمومی از پیشینه‌ای غنی برخوردار است، بطوری که بازارها و میدان‌ها در گذشته فضاهای مهم ارتباطی، اجتماعی و اقتصادی شهر بودند و در مقیاس‌های گوناگون همواره محلی برای تجمع مردمی و استقرار انواع فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی به شمار می‌رفتند.
اگرچه نزدیک به دو دوره از فعالیت مجدد شوراها در کشور می‌گذرد، لیکن شوراها از فضاهای کارا، مناسب و شایسته‌ای برخوردار نیستند که همین امر مشکلاتی را برای متولیان امور شهری و شهروندان فراهم آورده است. شوراها در حال حاضر با توجه به شأن و مقامی که در کشور ما دارند، نیازمند نماد کالبدی مناسبی هستند، نمادی که نشانگر جایگاه مهم شوراها و تجلی‌گاه مشارکت مردم در امور شهر باشد. بدین ترتیب به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده تا این موضوع مورد توجه متولیان امور شهری در سطح کشور قرار گیرد و تدابیر مناسبی برای نحوه استقرار کالبدی شوراها در شهر اندیشیده شود. بر این اساس لازم است خلق فضاها و ساختمان‌های شهری جدید و ارائه طرح‌هایی برای ساخت تالار شهر در شهرهای کشور، با توجه به فرهنگ غنی معماری و شهرسازی ایرانی، در دستور کار معماران ایرانی قرار گیرد، موضوعی که دیگر کشورها بیش از یک قرن است پاسخ مناسبی برای آن یافته‌اند. این بناها بایستی به عنوان نمادهای شهری از معماری جدید و در عین حال باهویتی برخوردار بوده و ضمن برقراری ارتباط مناسب با بستر تاریخی و فرهنگی شهر ایرانی، توانایی پاسخگویی به نیازهای انسان امروزی را نیز داشته باشند.
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی معماری و شهرسازی

● جستاری در طراحی داخلی
مازیار قاسمی نژاد

مازیار قاسمی‌نژاددر کشور ما هنوز رشته‌اي مستقل براي اين گرايشی که طراحی داخلی نامیده می‌شود وجود ندارد. با اين حال معماران، طراحان صنعتي و طراحان صحنه و گاه طراحان گرافيک و نقاشان فعاليت‌هايي در زمينه طراحي داخلي انجام داده و مي‌دهند اما از آنجا که مديريت نهايي فضا و مسوليت کار تمام شده، با مهندسان معمار است، گاه طراحي داخلي نيز بر عهده اين گروه قرار مي‌گيرد.
معماران به خاطر اين ارتباط تنگاتنگ، اغلب در زمينه طراحي صنعتي نيز (تا پيش از ايجاد رشته مربوطه) پيشرو بوده‌اند و در عمل وظايف طراحان صنعتي امروز را انجام مي‌دادند. اين وضعيت به ويژه در عصر شکوفايي صنعتي و الزام توليد محصولات نوآورانه، در کشورهاي غربي ديده مي‌شود. در کشورهاي پيشرفته سال‌هاست که طراحي صنعتي و طراحي داخلي براي خود رشته‌هايي مستقل‌اند.
واقعيت آن است که در کشور ما، هنوز بسياري از مردم گمان مي‌کنند که طراحي داخلي تخصصي لوکس و تزييني است، در حالي که مقوله طراحی (ديزاين) امروزه کاربردي بسيار وسيع يافته و از اصولي علمي و مهندسي براي ايجاد بيشترين آسايش و ايمني پيروي مي‌کند. ارگونومي، آکوستيک، شبکه‌هاي کامپيوتري، بهداشت کار، روانشناسي محصول، سيستم‌هاي الکترونيکي و بي‌سيم، ايمني، تاسيسات مدرن، استفاده بهينه از فضا و سطح و مانند آن، از مقولاتي هستند که امروزه در طراحي داخلي بسيار مورد توجه‌اند.
زماني بود که طراحي معماري و دکوراسيون مانند نقاشي، موسيقي و ادبيات از اصول کلاسيک چندصد ساله تبعيت مي‌کرد و هنرمند به کسي گفته مي‌شد که بر طرح‌ها و نقش‌هاي متعلق به سبک‌هاي گوناگون اشراف داشت؛ اما ذائقه به وجود آمده‌ ناشي از توليد انبوه، نياز به الگوهاي نوين براي زندگي جديد و تحولات بزرگي که در مفهوم سبک به وجود آمد، موجب اشاعه معاني و مفاهيم تازه‌اي در همه عرصه‌هاي هنري شد و در نتيجه نقد هنري تبديل به کاري دشوار و پيچيده گرديد. ديگر نمي‌شد و نمي‌شود به سادگي درباره ارزش‌هاي يک اثر هنري سخن گفت. منتقد نيز مانند طراح مجبور به کشف ويژگي‌هاي اثر هنري است و به ميزان او بايد به جهان‌بيني و اصول زندگي جديد، حساسيت و آگاهي داشته باشد.
به همين شکل در طراحي داخلي، شايد يافتن يک الگوي عمومي براي آثار امروزي کار دشواري باشد. با اين حال مي‌توان طراحي داخلي امروزي را در دو گروه عمده مشاهده کرد: کلاسيک و مدرن.
طراحي داخلي کلاسيک به طور عمده يک سليقه مردم‌پسند است و بيشتر مربوط به اصول دکوراسيون قصرهاي لويي‌هاست و در انواع اصيل و دقيق هنوز کاري قابل ستايش است. اما آنچه ديده مي‌شود رويکردي گران‌قيمت و گاه ارزان‌قيمت است که از طريق اضافه کردن عناصر تزييني به عناصر ساختاري تبديل مي‌شود و تلاش فراواني براي پنهان کردن معايب اجرا و جزييات صورت مي‌گيرد. ايده کلي در اين نوع طرح ها عبارت است از روي هم گذاشتن تزيينات و هميشه چيزي به چيز ديگر اضافه مي‌شود. شايد اقبال عامه مردم به اين طرح‌ها به علت درک سريع آن‌ها از روي فرم‌هاي شناخته شده‌اي باشد که در ذهن به آن‌ها عادت دارند. در چنين طرح‌هايي نمادها تنها بار بصري دارند و به راحتي قابل درک و ارزيابي‌اند. از طرف ديگر مي‌دانيم که اين گونه طرح‌ها زماني نشانه ثروتمندي و تعلق به لايه‌هاي روشنفکري و بالاتر جامعه بوده است و نيز مي‌دانيم که پزها و مدهاي روشنفکرانه هميشه با سال‌ها تاخير به زندگي مردم کوچه و بازار منتقل مي‌شود.
در حالي که در طراحي مدرن (از نمونه‌هاي خاص بگذريم) تنها به آسايش فيزيولوژيک فرد استفاده کننده فکر مي‌شود. فرم‌ها و حجم‌ها به شکل عريان، ساختار خود را به نمايش مي‌گذارند و اهدافي عالي و خيالي را دنبال نمي‌کنند. اين گونه است که کار طراحان مدرن به مراتب دشوارتر است. کشف نشانه‌هاي خاطره‌انگيز در چنين محصولاتي دشوار و پيچيده است و بيش از آنکه تحت تاثير فرم‌ها و شکل‌هاي کلاسيک باشند داراي علائمي از انديشه‌هاي جديدند.
احساس ناشي از يک مبلمان مدرن، متعلق به حس روزمره زندگي ماشيني ماست که ساعت‌هاي زيادي از آن را در ترافيک و به حالتي عصبي طي مي‌کنيم. پيداست که در چنين اوقاتي از زمان، نميتوان سوار بر خودرويي مدرن در حالت عصاقورت‌داده، بر صندلي لويي چهاردهم به تماشاي مناظر دلرباي شهري (!) پرداخت. شايد در يک کلام بتوان طراحي ميني‌مال را فرزند طراحي مبلمان مدرن دانست. اولين مدرنيست‌ها نوعي ناب (Pure) از معماري را به نمايش گذاشتند که دستمايه طراحان امروز در تمام شاخه‌هاي هنرهاي کاربردي شده‌اند.
به همین ترتیب، دو ديدگاه ماشيني و دستي يا صنعتي و سنتي را مي‌توان در طرح داخلي خانه‌ها، دفاتر، کارگاه‌ها و فضاهاي عمومي پيگيري کرد. بيشتر کارفرماهاي متمکن به دليل علاقه خاصي که به داشته‌هاي خود دارند براي انگيزش احساس رقابت و احساس قدرت در حيطه خصوصي خود اغلب خانه‌هايي با طرح‌هاي پرنشانه را مي‌پسندند و استفاده از حس‌هاي پيچيده (اما فرم‌هاي ساده) را به سختي مي‌پذيرند. شايد به اين دليل که سادگي فرم‌ها ممکن است مخاطب (=مهمان) را در مورد ثروتمندي مالک به شک اندازد! در حالي که طراحي داخلي مدرن بيشتر بر کيفيت فوق‌العاده مواد، کيفيت بالاي اتصالات آنها به هم، و ايده جذاب و هنرمندانه تاکيد دارد. مواد و مصالح در اين گونه طرح‌ها تحت نظارت و در شرايط کارخانه‌اي توليد مي‌شود و اندازه‌ها و ابعاد بايد در هماهنگي کامل با فضاي معماري باشد يعني لازمه کار دقتي فوق‌العاده است و تمام مراحل بايد توسط افرادي خبره و علمي انجام شود. امید است که با رویکردهای نویی که به صورت پایه‌ای در جامعه در حال شکل‌گیری است هم بیشتر چنین فضاهایی خلق شود هم کارفرماهايي اندشمند و هنرپرور را بیشتر بتوان سراغ گرفت و نهایتا طراحان و مهندسان دلسوز، دقيق و متعهد بیشتر به کار گمارده شوند.

نگاهی به صنعت سیمان در ایران

● نگاهی به صنعت سیمان در ایران
بهرام هوشیار یوسفی
بهرام هوشیار یوسفیسيمان يكي از محصولات ساختماني استراتژيك ايران - چه در عرصه صادرات و چه در حوزه مصرف داخل- چند ماه اخير را با فراز وفرودهاي زيادي همراه بود. گاه خبري مي آمد و بازار را مملو از پاكت هاي سيمان گران قيمت مي كرد و گاه مسئولي در جايي چيزي مي گفت كه نه تنها ديگر در بازار، سيمان يافت نمي شد بلكه كارخانه دارها هم دلشان مي لرزيد كه نكند كار به تعطيلي پروژه هاي وسعت بخشي كارخانه ها بكشد.
در دولت خاتمي قرار بود كه طبق طرح جامع سيمان، دولت در قيمت گذاري سيمان دخالت نكند ولي وزارت بازرگاني نپذيرفت و استدلال كرد كه عرضه سيمان در بازار به اندازه كافي نيست و تقاضاي بالا باعث مي شود كه در صورت عدم كنترل قيمت سيمان، قيمت ها ناگهان بالا برود. البته كسي توجه نكرد كه در هيچ جاي دنيا كنترل قيمت ها توسط دولت باعث كاهش قيمت ها نشده، بلكه بازار سياه راه مي اندازد. رانت بازار سياه سيمان به گفته بسياري از دست اندركاران، تا قبل از به سبد حمايتي رفتن آن، سالانه 400 ميليارد تومان است! اكنون صرف نظر از تمامي اتفاقات، قرار است سيمان به بورس فلزات راه يابد تا كمي از حواشي اين صنعت كاسته شود.
وزير محترم بازرگاني طي مصاحبه اي در تاريخ 9/7/84 بازگشت مجدد سيمان به سبد كالاهاي حمايتي دولت را اعلام كرد. اين تصميم كه بي هيچ ارتباطي با روند درحال انجام ورود سيمان به بورس كالا به اطلاع همگان رسيد بيش از همه، دست اندركاران توليد و توسعه اين كالاي استراتژيك را متعجب كرد.
گروهي از صاحبنظران اين اتفاق را از مدتي پيش، پيش بيني كرده بودند، چراكه به نظر آنها انتظار مي رفت دولتي كه با شعار عدالت به ميدان آمده باشد، عدالت را براي سيمان اينگونه تاويل كند.
از زماني كه دولت با نرخ گذاري سيمان عملا راه را براي قاچاق اين محصول يا صادرات بي رويه آن گشود و از فعال شدن حاشيه بازار و بازار سياه چشم پوشي كرد، اين صنعت روز به روز ضعيف تر و لاغرتر شد، به طوري كه به نظر عده اي از كارشناسان، سيمان توليدي كشور تا چند سال آينده، حتي توان حضور در بازارهاي جهاني را ندارد!
از طرفي محصولي به نام سيمان و اهالي حاضر در اين صنعت از اثرگذارترين عناصر بر روند بازار سهام هستند و با مورد حمايت قرار گرفتن آن توسط دولت، به طور قطع ممكن بود تاثيرات منفي اين مسئله بر بورس در راه باشد. جالب اينكه در شرايطي كه بورس ايران با مشكلات متعددي دست به گريبان بود و هر روز از ارزش شاخص هاي آن كاسته مي شد و آن هياهوي چندماه پيش پشت اين بازار شيشه اي به سكوتي سرد و مطلق تبديل شده بود، چه سياست گذاري و چه تفكري توانست با حمايتي كردن سيمان بر اين سكوت، سايه اي از ترديدي ابدي بگستراند؟ آيا اين مسئله به نوعي دوگانگي سياستگذاري در مسائل اقتصادي كشور نيست؟
اين تصميم ديري نپاييد و قرار شد اين بار سيمان وارد بورس فلزات شود... . به نظر مي رسد اين تصميم دولت در مورد سيمان باز هم، همچون به سبد حمايتي فرا خواندن آن تصميم ناعادلانه اي بود، چراكه ورود سيمان به بورس فلزات نيازمند بسترسازي ها و تغييرهايي بود كه دولت بدون توجه به آن و كاملا شتابزده دست به اقدامي مشابه اقدام وزير بازرگاني در نهم مهر زد، چراكه آزادسازي قيمت سيمان، نيازمند اصلاح ساختار نظام توزيع سيمان و به وجود آوردن آيين نامه اجرايي كامل براي كنترل فرآيندهاي مصرف سيمان بود كه هيچ كدام از آنها در اين اقدام لحاظ نشد.
در واقع تصميم اخير هيات دولت، دومين تصميم در ماه هاي گذشته درباره سيمان بود كه متاسفانه همه ابعاد بحث سيمان را در بر نگرفت. اشتباه مضاعفي كه در مصوبه اخير هيات دولت صورت گرفت، در كنار فراموش كردن موضوع مصرف صحيح سيمان، مشكلات حاكم بر وضعيت بورس كشور بود و به نظر مي رسد مصوبه اخير هيات دولت بيش از آنكه به فكر پيدا كردن راه حلي براي مشكل توزيع سيمان باشد، به دنبال ايجاد شوك مثبت بر بورس بوده، چراكه به قولي بيش از 25درصد سهام بورس اوراق بهادار متعلق به شركت هاي سيماني است و به خاطر آشفتگي بازار بورس و ركود حاكم بر اين بازار، تصور شده كه در صورت آزادسازي قيمت سيمان شاهد رشد سهام شركت هاي سيماني و به تبع آن رونق نسبي در بورس خواهيم بود، حال آنكه وضعيت به وجود آمده در بورس، دلايل متعددي دارد كه عرضه سيمان به نرخ تعادلي يا آزاد، در دل اين دلايل به چشم نمي آيد. لذا به نظر مي رسد كه اين مسكن، حداكثر تا يك ماه كاربرد داشته باشد و مشكلات بورس پس از آن مجددا خود را نشان بدهد.
شركت هاي توليدكننده سيمان در بين شركت هاي حاضر در بورس اوراق بهادار، سود بهتري را با همين وضعيت فعلي كسب مي كنند و كساني كه معتقدند تنها راه حل مشكلات صنعت سيمان، بالا بردن قيمت سيمان است، نگاه مقطعي به اين صنعت دارند، چراكه در صورت ورود ايران به پيمانWTO كه پيوستن به پيمان كيوتو از پيش شرط هاي آن است، قيمت تمام شده سيمان با در نظر گرفتن حمايت هاي ناشي از تامين سوخت سوبسيددار و الزام به رعايت مسائل زيست محيطي ناشي از آلودگي هاي توليد سيمان، كل فعاليت اين كارخانه ها را با بحران مواجه خواهد كرد، لذا لازم است كساني كه ادعاي صادرات سيمان ايران در سال هاي آينده را دارند، به اين مسائل نيز توجه كنند كه سيمان را با چه قيمتي توليد و با چه قيمتي صادر خواهند كرد.

● همه راضی از این سبک بازی؛ نگاهی به روند تکاملی «رایانه معماری ساختمان»
بهرام هوشیار یوسفی 

Bahram Hooshyar Yousefi بهرام هوشیار یوسفی
فصلنامه رایانه معماری ساختمان دو ساله می‌شود و اینبار از طبیعت می‌گوید: منظره پردازي و طبيعت در معماري ساساني، آرت نوو طبيعت گرايي در آثار هنرمندان و معماران اواخر قرن،هندسه طبيعت در برابر هندسه اقليدسي، طبيعت؛حقيقتي چون شعر، جرج شاو ، نقاش طبيعت و....
Ahmad Zohadi
بعد از اینکه احمد زهادی در اقدامی جالب توجه کورش رفیعی (معمار و مدرس معماری) را به عنوان سردبیر در شماره جدید این فصلنامه معرفی کرد، شماره 8 این نشریه اولین مجلدی بود که قرار شد رفیعی به عرض اندام علمی بپردازد. کورش رفیعی که با تاسیس وبلاگی برای خود هر چه بیشتر در فضای اینترنتی معماران مطرح شده بود و نیز در یکی دو سال اخیر علی‌الخصوص با جلسه نقد سال گذشته در خانه هنرمندان و نیز گزارش‌هایی که از فعالیت های مشاور اثر مصاحبه‌ هایی که از خودش در نشریات معماری چاپ می‌شد، مورد توجه منتقدان قرار گرفت، فارغ‌التحصيل دانشگاه شهيد بهشتي به سال ۱۳۷۳ در مقطع كارشناسي ارشد معماري و متولد سال ۱۳۴۵ است....
Kourosh Rafieiکار رفیعی وقتی کاملا پیچیده می‌نمود که قرار شد وی جایگزین یکی از مطرح‌ترین نویسندگان جوان معاصر فرهاد گوران شود که به دلیل اختلافات از سمت سردبیری رایانه معماری ساختمان استعفا کرده‌بود؛ ‌در اصل تاریخچه مجله در 6 شماره اول به سردبیری گوران، شماره 7 بدون سردبیر و هم اکنون شماره 8 با سردبیری رفیعی خلاصه می‌شود.
رفیعی با تغییرات اساسی در روند تولید در رایانه معماری و ساختمان که حتی به احتمال قریب به یقین به تغییر نام این نشریه در شماره بعد نیز منتهی خواهد شد، نگرشی حرفه‌ای را وارد نشریه کرده‌است؛ نگرشی که بیشتر به معرفی معماران و پروژه‌ها (که البته به لحاظ مالی نیز برای مدیریت مجله جذاب می‌نماید) گرایش دارد تا به مقولات به شدت نظری (آنچنان که برای گوران اهمیت داشت)، این رویکرد صرف نظر از تغییراتی که می‌تواند در مخاطبان نشریه ایجاد کند، ظاهر مجله را معمارانه تر جلوه می‌دهد و نیز معماران را هرچه بیشتر متمایل به این مجله می‌سازد چه، سابقه اولین همکاری رفیعی با «رايانه معماری ساختمان» نیز در قالب یک رپرتاژ آگهی شکل گرفت که به معرفی مشاور اثر می‌پرداخت.
شماره هشتم زمستان 1384
در هر حال اینروزها همه راضی به نظر می‌رسند؛‌ زهادی در حال حل مشکلات مالی دفتر خود است و به مجله جدیدی می‌اندیشد که قرار است در دبی و به زبان انگلیسی ولی با اسپانسر ایرانی منتظر شود (نشریه‌ای ظاهرا به نام 2A)، مشتریان معمار مجله از قیمت های پایین رپرتاژ آگهی در رایانه معماری ساختمان (که حتی دانشجویان را قادر به چاپ آثارشان می‌کند) خوشحالند، رفیعی و تیمش از داشتن تریبونی که آنها را در بازار رقابت معماری کاملا مسلح کرده مشعوفند و در آخر مخاطبان نیز نوید داشتن مجله‌ای آسان و پر از تصاویر بزرگ و رنگی از معماری و معماران را از هم اکنون دریافت کرده‌اند!

همه راضی از این سبک بازی؛ نگاهی به روند تکاملی «رایانه معماری ساختمان»